شما می توانید از خود متنفر باشید و تصمیمات بدی را بر اساس این باور ناخودآگاه بگیرید که کافی نیستید و دوست ندارید. ممکن است از میزان محدودیت خود مختاری از خودمختاری منفی به درگیر شدن در سر خود آگاه باشید. یا در مورد اهدافی که تعیین کرده اید کاملاً روشن هستید اما نمی دانید برای تغییر آن چه باید بکنید.

این عادت این است که برای دهه ها با ما بی احترامی کنید ، طبیعی به نظر می رسد. مانند ماهی در آب و پرندگان در هوا. ما از سمیت تفکر خود آگاه نیستیم.

امروز دارم عالی کار می کنم. من به این فکر می کنم که جادو چیست. مغز ما شگفت انگیز است. بدن ما متعالی است.

این فکر جادویی با این واقعیت رنگ می خورد که بسیاری از دولت ، سرزمین و جهان رنج می برند. این رنگ آمیزی شده است که اوایل امروز من احساس نگرانی کردم – وحشتناک – غمگین. تمرین من برای احساسات من را به دیدن بدنم دعوت می کند و می پرسد دقیقاً چه چیزی را می بینم و کجا. احساس می کنم یک احساس مبهم در وسط قفسه سینه و بالای شکم من گیر کرده است. این یک احساس متحرک و وارونه است. چشمانم احساس فشار و اشک می کند.

من نمی توانم در مورد آتش سوزی های امروز کاری انجام دهم. یا مصیبت هایی را که برادران و خواهران من در سراسر جهان با آن روبرو هستند ، متوقف کند. احساس من – آیا غم است؟ شاید. می آید و می رود و قدم بعدی که بر می دارم این است که از خودم بپرسم: «چگونه می توانم خودم را با این احساس دوست داشته باشم؟ “چگونه می توانم این گه را احساس کنم و هنوز بدانم که من یک انسان حیاتی هستم؟ سپس از خود می پرسم: “امروز چه کاری می توانم انجام دهم تا هدفم را ترویج دهم ، حتی با وجود این احساس در بدنم؟ همه چیز کنار هم می نشیند و مانند یک فنجان چای می ریزد.

سپس به برنامه روزانه خود نگاه می کنم و بر آنچه می توانم انجام دهم و انجام می دهم تمرکز می کنم. من اینگونه عشق را برای خودم تمرین می کنم.

وقتی مردم می گویند شما باید خودتان را دوست داشته باشید ، اغلب درک نحوه انجام آن دشوار است. به نظر می رسد تغییر از ضرب و شتم شما به ورزشگاه در روز دوشنبه به دوست داشتن خود ، حتی اگر یک روز را از دست داده اید ، غیرممکن به نظر برسد. چگونه می توان از شکست در استفاده از اراده یا انگشتان سفید برای کاهش کالری در خوردن مقدار سالم و پایدار غذای مغذی در هر روز استفاده کرد. چگونه می توانید از بی پروا بودن و بی تفاوت بودن تصمیم بگیرید که چه اقدامی می توانید برای تأثیرگذاری بر قاچاق انسان یا نژادپرستی یا گرمایش جهانی انجام دهید؟

عشق به خود یکی از مهمترین مفاهیمی است که در حال یادگیری و تمرین آن بوده ام. من 100٪ معتقدم که وقتی به این ایده رسیدید ، تجربه زندگی شما تغییر می کند و به اهداف کاهش وزن و سلامتی پایبند خواهید بود. شما قدم هایی برای زندگی در قدرت خود برمی دارید و در دنیایی شرکت می کنید که جهان به هدایای شما نیاز دارد. شما به خواسته خود عمل خواهید کرد و به وعده های خود عمل خواهید کرد.

هرگز تعجب نمی کند که ما چقدر در مورد خودمان قضاوت می کنیم.

افکار خود را در مورد خود بررسی کنید و ببینید چقدر می توانید با خود بی رحم باشید.

بارها و بارها چه سوالاتی از خود می پرسید؟

“چرا شما متجاوز هستید و بوده اید؟

“چرا این گرسنگی هرگز پایان نمی یابد؟

“چرا نمی توانم بفهمم چگونه سالم باشم؟

“چرا من نمی توانم تغییری در جهان ایجاد کنم؟

چگونه از احساسات ، چهره ، شخصیت ، پاها از خود متنفر هستید؟

من معمولاً نفرت داشتم: بینی ، معده ، سابقه خانوادگی. از احساساتم متنفر بودم زیرا ضعفم را نشان می داد. نقاط ضعف من بی اعتبار بودن من بود. اگر اجازه دهید عمر طولانی داشته باشید ، خواهید دید که این نگرش ها چقدر بی فایده است و چگونه روابط ما را در محل کار ، با دوستان ، خانواده و عاشقان مسموم می کند.

هنگامی که قصد داشتم رفتارم را به عشق به خود ، شفا و بخشش سالم تبدیل کنم ، می دانستم که تنها چیزی که ندارم یک تجربه مستقیم از داشتن هر چیزی است که برای رسیدن به این هدف نیاز دارم.

چی؟ من هر آنچه را که نیاز دارم دارم. من فقط نمی دانم. چقدر دیوانه است؟ با این حال ، این شروع رشته ای بود که من برای حل افکار و رفتارهای خودم داشتم که باعث پرخوری و رنج بسیار من شد. من این مفهوم را نفهمیدم اما می دانستم که واقعیت دارد.

بیایید آن رشته را پیچیده کنیم….

اگر همه چیز را دارید که برای دوست داشتن خود نیاز دارید ، یعنی توانایی یادگیری درباره غذاهایی که برای شما مفید هستند ، چه غذاهایی به بدن شما نیرو می بخشد و وزن شما را افزایش می دهد ، توانایی کاهش میل به غذاهای ناسالم – زندگی شما چگونه خواهد بود؟

اگر می دانستید همه چیز را دارید که برای پذیرفتن خود لازم دارید ، یعنی توانایی بخشیدن خود ، لذت بردن از خود ، مسئولیت رسیدن به آنچه نیاز دارید – زندگی شما چگونه می تواند باشد؟

اگر می دانستید که همه چیز لازم برای احساس امنیت را دارید ، چگونه می توانید در جهان شجاعانه اقدام کنید؟

ترفند دوست داشتن خود این است که به همه چیز اجازه دهید. آن را قطع نکنید یا از شر آن خلاص شوید. خشونتی که در افکار و اعمال خود به کار می بریم خسته کننده است. ما به اشتباه معتقدیم که آنها باید تغییر کنند. ما معتقدیم که این عذاب برای موفقیت در تغییر ضروری است.

اینطور نیست! به جای اینکه مشکلی را که در خود می بینیم برطرف کنیم ، آن را با محبت ارائه می دهیم.

اجازه اشتباهات و نتایج بزرگ و کوچک را بدهید.

· اجازه دهید منابع عصبانیت و هدایا و جشن های خودجوش وجود داشته باشد.

· به زبان ها ، مشکلات و کلمات خوب که برای تسلی و تشویق آنها استفاده می کنید اجازه دهید.

· به پرخوری اجازه دهید و بیاموزید که چگونه این کار را انجام ندهید.

· اجازه تمرین عادات جدید و روزهای موفق را بدهید.

· اجازه ترس دهید و با دیگران ارتباط برقرار کنید.

· اجازه دهید ترس داشته باشید و با دیگران ارتباط برقرار کنید.

یک موقعیت وسیع ، یک میدان باز ، یک فضای عمیق ، آب زلال یا یک رودخانه در حال حرکت به خود بدهید. خود را یکی از بسیاری از افراد تصور کنید.

تغییر و رشد به فضا نیاز دارد. تغییر و توسعه نیاز به عشق دارد. تغییر و رشد به زمان نیاز دارد.

شما فکر می کنید که ترک غذاهای خاص خود یک محرومیت بی پایان خواهد بود. شما معتقدید که مرگ یکی از عزیزان منجر به اندوهی بی پایان می شود. شما متقاعد شده اید که این ناراحتی از خوردن احساسات شما رنجی بی پایان خواهد بود. فکر می کنید توانایی تأثیرگذاری بر جهان را ندارید.

همه چیز تغییر می کند. هر لحظه به پایان می رسد این یک مفهوم فلسفی نیست. ما می دانیم که این درست است. افزایش سن به معنای تسلیم شدن یا بی ربط شدن نیست. هنوز می توانید با چالش ها روبرو شوید و بر آنها غلبه کنید. شما اکنون بیش از هر زمان دیگری ظرفیت دارید.

خود را از چیزهای زیبا و شیرین که باعث احساس جهنم می شوند و ناراحتی زیادی ایجاد می کنند محروم نکنید. خود را از سلامت ، استخوان های قوی ، تعادل خوب ، روده سالم محروم نکنید. خود را از ناراحتی های لازم برای تغییر و رشد محروم نکنید. خود را از ناراحتی انجام کارهای سخت محروم نکنید.

خود را از ترحم برای خود محروم نکنید ؛ تمرکز بر موارد منفی که تاب آوری را کاهش داده و انرژی شما را جذب می کند. غم خود را از بین نبرید. برای احساس عشق بین شما و معشوق خود ؛ به یاد آوردن هدیه ای که داشتند ؛ برای ادامه چالش ادامه بدون آنها ؛ درد و شادی بودن در کنار آنها را احساس کنم. از طریق شما به زندگی آنها معنا دهید. ناراحتی به این معنی است که شما در حال رشد قدرت هستید ، ماهیچه ها رشد می کنند ، بافت ها می میرند و دوباره متولد می شوند.

این باور را از خود دور نکنید که می توانید 100٪ مواقع خوشبخت باشید و اگر این کار را نکنید ، مشکلی با شما وجود دارد. خود را از تجربه انسانیت خود ، از جمله اضطراب ، عصبانیت ، غم ، ترس ، شادی ، سرخوردگی ، سرگرمی محروم نکنید.

من دیگر با مبارزه غذایی مبارزه نمی کنم. اکنون من یک تجربه مستقیم از احساس تمام آسیب پذیری خود دارم. سپس موفق شدم هنوز زنده باشم. این احساس غم به نظرم می آید و می رود و سالهاست ادامه دارد. این یک مثال کامل از نحوه دوست داشتن خودم است. این احساس باعث شد که من بیش از حد غذا بخورم ، بیش از حد مشروب بخورم و منزوی شوم و به تماشای برنامه های تلویزیونی بپردازم.

اکنون من خود را در یک فضای باز از عشق نگه می دارم – به همه اعمال و احساسات و شگفتی ها اجازه می دهم. این همیشه آسان نیست. تنفر از خود نیز آسان نیست.

شما بهترین کاندیدا برای دوست داشتن و تجربه شما هستید. شما نسبت به والدین ، ​​خواهر و برادر ، شریک زندگی و دوستان خود از صلاحیت بیشتری برخوردار هستید تا بدانید چگونه شما را دوست داشته باشند.

تبدیل شدن به فردی که بی قید و شرط خود را دوست دارد یک راه ، یک سفر و یک تمرین است. دانستن این که شما در حال حاضر همه چیز را برای بهترین زندگی خود دارید ، عشق ورزیدن کلید جادو است.