پیروزی مارکوس در فیلیپین بازتاب قوس جدیدی از سیاست قدیمی در آسیای جنوب شرقی است


نویسنده: هیئت تحریریه، ANU

آخرین باری که مارکوس در انتخابات ریاست‌جمهوری فیلیپین پیروز شد، به پشتوانه پیروزی‌ای بود که آنقدر آلوده به تقلب بود که جرقه انقلابی دموکراتیک را برانگیخت. سی و شش سال بعد، رای دهندگان در دومین دموکراسی بزرگ جنوب شرقی آسیا، فردیناند «بونگ بونگ» مارکوس جونیور را به کاخ ریاست جمهوری تحویل دادند و او به همراه پدرش از آنجا به تبعید گریخت. آنهایی که در انقلاب «قدرت مردمی» ۱۹۸۶ برای دموکراسی جنگیدند، و کسانی که از آن زمان برای حفاظت از دستاوردهای جنبش جنگیدند، کاملاً شوکه شده‌اند.

فردیناند 'بونگ بونگ' مارکوس جونیور در لیپا، استان باتانگاس، فیلیپین، 20 آوریل 2022 سخنرانی می کند (عکس: الویزا لوپز / رویترز).

در اولین مقاله اصلی ما در این هفته، رونالد هولمز می نویسد که “پیروزی بونگ بونگ گواهی بر تغییر نام موثر شخصیت او است” که “حکومت نظامی را تجلیل می کند و روایت های مربوط به آن را رد می کند. [his] ثروت به دست آمده از خانواده “. با عقب نشینی دیکتاتوری فردیناند پدر به تاریخ، به نظر می رسد بسیاری از رای دهندگان خط فردیناند جونیور را خریده اند که دوران طلایی پیشرفت و ثبات بود.

نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که یک موج حامی مارکوس در سراسر شکاف‌های اجتماعی فزاینده فیلیپین، با اکثریت آشکار رای‌دهندگان ثروتمند و فقیر از او حمایت می‌کند. هولمز می‌گوید که بونگ‌بونگ اولین رئیس‌جمهور پس از قدرت مردمی خواهد بود که با اکثریت مطلق آرا پیروز می‌شود، به این معنی که او با یک مأموریت صریح ریاست جمهوری را بر عهده می‌گیرد که حتی رودریگو دوترته، رئیس‌جمهور مستعفی، آن را نداشت.

در واقع، نتیجه نیز رای به تمدید دستور کار دوترته است. رای دهندگان اکثریت به نظرسنجی ها گفتند که خواهان تداوم هستند. با توجه به اینکه لنی روبردو، معاون رئیس جمهور دور افتاده دوترته، تنها وسیله مناسب برای تغییر بود، و متحد سابق و قهرمان بوکس، مانی پاکیائو، با اردوگاه رئیس جمهور اختلاف پیدا کرد، مارکوس گزینه پیش فرض حامیان دوترته بود.

نارضایتی های معاصر و وفاداری های حزبی نتیجه را به اندازه خاطرات تاریخی توضیح می دهد. اما با این وجود، نمادگرایی عظیمی در بازگشت خانواده مارکوس به ریاست‌جمهوری فیلیپین وجود دارد، نمادی که با سیاست نوستالژی – یا شاید فراموشی – همراه است که در سایر بخش‌های آسیای جنوب شرقی موج می‌زند.

همانطور که فرانسیس هاچینسون در دومین مقاله اصلی ما در این هفته می نویسد، در حالی که سیاست مالزی برای مدت طولانی با “ثبات” و تمرکز بیش از حد قدرت مشخص می شود، پس از شکست دولت نجیب رزاق در بحبوحه یک رسوایی گسترده فساد در مالزی سیال و غیرقابل پیش بینی شده است. ۲۰۱۸، و فروپاشی دولت اصلاح طلب پاکاتان هاراپان که جایگزین آن شد. هاچینسون می‌گوید: «موسسات سیاسی از آن زمان در جریان بوده‌اند» و «سازمان ملی متحد مالزی» (UMNO) – که نجیب نخست‌وزیر سابق در آن همچنان تأثیرگذار است – «مصمم است به آنچه که به‌عنوان موقعیت برحق خود می‌بیند، بازگردد. اوج قدرت ملی.

همانطور که هاچینسون می بیند، “حزب بزرگ قدیمی مالزی در حال فروش فرمول قدیمی خود است – تسلط مالایی و سیاست حمایت سنتی”. افزایش نگرانی ها و خستگی از درگیری های درونی نخبگان، اشتیاق برخی رای دهندگان به ثبات و بزرگی رهبری نجیب را در خود جای داده است. نتیجه این است که نخست‌وزیر سابق، که در حال درخواست تجدیدنظر برای محکومیت به اتهامات فساد است، از محبوبیت دوباره‌ای برخوردار است.

در این بازتابی از وضعیت اندونزی وجود دارد، جایی که نوستالژی برای دوران سوهارتو – زمانی که فساد دور از چشم بود، و اشتباهات سیاستی راحت‌تر به کاغذ می‌رسید – همه‌گیر است، هرچند مسلماً جهانی نیست. این نوستالژی در نامزدهای سریالی پرابوو سوبیانتو، که به عنوان یک ژنرال سابق ارتش تا پایان تلخ از رژیم پدرشوهر خود دفاع کرد و صریحاً به نارضایتی از دموکراسی اشاره کرد، یک خروجی انتخاباتی پیدا کرد. پرابوو در رقابت آتی برای جانشینی رئیس جمهور جوکو ویدودو، که خود حقوق بشر و اصلاحات نهادی را تابع ثبات و توسعه قرار داده است، یک نامزد پیشرو باقی می ماند.

یک تحلیل گسترده از این روندها در رژیم‌های انتخاباتی «سه بزرگ» آسیای جنوب شرقی نشان می‌دهد که تکنوکراسی خوش‌خیم نسل قبلی رهبران – که نمونه آن سوسیلو بامبانگ یودهوینو، بنیگنو آکوینو سوم و عبدالله احمد بداوی است – کاملاً از مد افتاده است. در جای خود، اعتبار روزافزون چیزی است که مارکو گاریدو، جامعه شناس، در مورد فیلیپین دوران دوترته می نویسد، «دولت انضباطی» نامیده است، که در آن رهبران منتخب اصل رقابت انتخاباتی را ارج می نهند در حالی که «انضباط» هستند.[ing]«دموکراسی با محدود کردن دامنه آن با توجه به برخی آزادی‌ها».

از جهاتی این نشان‌دهنده بازسازی معامله دوران جنگ سرد است که در آن آزادی سیاسی به خاطر ملت‌سازی و رشد اقتصادی نادیده گرفته شد، یا ظاهراً به تعویق افتاد. تفاوت در حال حاضر این است که این “معامله” به عنوان یک عمل انجام شده به عموم مردم محروم ارائه نمی شود – بلکه در صندوق های رای و در نظرسنجی ها تایید می شود.

اصل مشروعیت از طریق انتخابات آزاد و عادلانه جا افتاده است. اما به‌طور فزاینده‌ای از برنامه‌های سیاست‌های ضدفساد جدا می‌شود (در حالی که رای‌دهندگان در برابر اختلاس ناشی از تحویل کالاهای عمومی مورد نیازشان شانه بالا می‌اندازند) و به حقوق لیبرالی که «بافت نرم» دموکراسی را تشکیل می‌دهند (که در عوض اینها دیده می‌شوند) جدا می‌شود. به عنوان بردارهایی برای نفوذ نامشروع منافع خاص).

این نوع سیاست با بی توجهی به اصلاحات نهادی، بذر بحران آینده خود را در بر می گیرد. در فیلیپین، تقویت ظرفیت دولت مرکزی برای ارائه کالاهای عمومی، به بهای توانایی کارگزاران قدرت محلی برای هدایت منابع دولتی برای اهداف سیاسی خود، یک چالش توسعه حیاتی است. فساد بومی اندونزی مانع بزرگی برای دستیابی به رشد مورد نیاز برای ایجاد شغل برای جوانانی است که وارد نیروی کار می شوند. و مالزی تا زمانی که سیستم کنش مثبت مبتنی بر نژاد را که سیاستمداران به عنوان مجرای سیاست مشتری گرا از آن استفاده می کنند، عقب نشینی نکند، از نظر اقتصادی دست کم خواهد داشت.

در هر صورت، رهبران غربی که سرمایه‌گذاری زیادی روی شعارهای دموکراسی به‌عنوان صفحه‌ای از «نظم مبتنی بر قوانین» کرده‌اند، باید برنامه‌ای برای مقابله با رشد روزافزون رهبران در جنوب شرقی آسیا و سایر نقاط آسیا اقیانوسیه داشته باشند. به طور منظم در مقوله های دیکتاتور یا دموکرات قرار نگیرید.

هیئت تحریریه EAF در مدرسه سیاست عمومی کرافورد، کالج آسیا و اقیانوسیه، دانشگاه ملی استرالیا واقع شده است.