عصبانی بمان. سازمان دادن. ایجاد همبستگی دموکراسی در فیلیپین پس از فاجعه – نوین تل


نیکول کوراتو داستانی امیدوارکننده از شیوه‌های روزمره دموکراسی ارائه می‌دهد که توسط جوامع آسیب‌دیده از فاجعه در دوران پوپولیستی به اجرا درآمده است. این یک نسخه خلاصه شده از کتاب برنده جایزه است دموکراسی در زمان بدبختی: از تراژدی تماشایی تا اقدام مشورتی (۲۰۱۹، انتشارات دانشگاه آکسفورد). این قطعه در وارای موجود است.

“در زمان کامل خدا، من برمی گردم.”

زمانی که رودریگو دوترته رئیس جمهور فیلیپین این قول را به مردم تاکلوبان داد، بعد از ظهر چهارشنبه مرطوبی بود، در یک صحنه موقت در مقابل یک گور دسته جمعی. او در سخنرانی خود به بازماندگان طوفان اطمینان داد که کمک خواهد آمد، که شخصاً مراقبت خواهد کرد که خانواده ها سقفی بالای سر خود داشته باشند، حتی باید یک استخر شنا وجود داشته باشد، زیرا مردمی که از طوفان شدید جهان جان سالم به در برده اند، لیاقت هیچ چیز را ندارند. کمتر

تصویر توسط نیکول کوراتو، ارائه شده توسط نویسنده.

او این وعده را در هشتم نوامبر ۲۰۱۶، سومین سالگرد طوفان هایان داده است. او تنها چهار ماه رئیس جمهور شده بود.

دو سال بعد، رئیس‌جمهور به شهری بازگشت که ظاهراً روی پای خود ایستاده بود تا جشنواره چراغ‌ها را جشن بگیرد. بین بازدیدها، خانه های جدید به خانواده هایی واگذار شد که سال ها مورد بی توجهی قرار گرفته بودند. تعمیرات راه و سازه های کنترل سیل به پایان رسید. حتی یک پروژه جدید فرودگاه نیز تصویب شد.

داستان یک رئیس جمهور دلسوز و در عین حال با اراده، داستانی است که رودریگو دوترته را به محبوب ترین رئیس جمهور در تاریخ اخیر فیلیپین تبدیل می کند. فراموش نکنید که این همان مردی است که به معنای واقعی کلمه خواستار نسل کشی همه معتادان به مواد مخدر بود. مهم نیست که به عنوان فرمانده کل، او به سربازان خود گفت که به شورشیان زن در واژن شلیک کنند. مهم نیست که او شهر اسلامی ماراوی در جنوب فیلیپین را با خاک یکسان کرد. و هرگز اهمیت ندهید که او یک قاتل خود اعتراف کرده است. با گذشت سه سال از دوره ریاست جمهوری خود، این مرد قدرتمند از رتبه اعتماد ۸۵ درصدی برخوردار است، رقمی که دیگر رهبران جهان فقط می توانند رویای آن را داشته باشند.

پس از طوفان، یک مرد قوی

بسیاری از ناظران از وضعیت سیاسی امروز فیلیپین ابراز تاسف می کنند. برخی می گویند که نوستالژی اقتدارگرا همه را فرا گرفته است، زیرا بیش از سی سال دموکراسی نخبگان کمک چندانی به رهایی کشور از فقر نکرده است. تصادفی نیست که دوترته در تاکلوبان، زادگاه همسر فردیناند مارکوس، دیکتاتور فقید، ایملدا، بسیار محبوب است. زمانی بود که در جشن سانتو نینو، غذا و نوشیدنی در خیابان های تاکلوبان جریان داشت. طولانی ترین پل کشور، که جزایر لیته و سامار را به هم متصل می کند، در دهه ۱۹۷۰ به عنوان هدیه تولد ایملدا ساخته شد. زمانی که مارکوزها در سال ۱۹۸۶ از قدرت کنار گذاشته شدند، تاکلوبان، یک سیاستمدار مشتاق به من گفت، تبدیل به شهری شد که «مردم را به راحتی نادیده می‌گیرند». این احساس غفلت پس از طوفان، زمانی که بسیاری بی خانمان، گرسنه و غمگین مرگ بیش از ۶۰۰۰ نفر بودند، تشدید شد.

تصویر توسط Nicole Curator، با حسن نیت نویسنده.

به قدرت رسیدن دوترته نشان دهنده جذابیت مردی است که می تواند کارها را انجام دهد. ترکیب قدرتمند جذابیت گانگستری و نگرش انجام دادن، ضعف های یک سیستم دموکراتیک مرتبط با پیشینیان او را آشکار می کند که به ادب بورژوایی امتیاز می دهد و یک سیستم کنترل و تعادل که پیشرفت را کند می کند. فیلیپین همراه با ارتشی از ترول‌ها و اکثریت فوق‌العاده در مجلس نمایندگان، به خاطر رفاه مشترک، به زندگی دموکراتیک پشت کرده و پروژه غیرلیبرال دوترته را پذیرفته است.

این مشاهده صحیح است، اما کامل نیست. سیاست هرگز یک داستان واحد نیست. به تصویر کشیدن فیلیپین به عنوان کشوری که سرنوشت خود را به یک مرد قدرتمند تسلیم کرده است، تلاش های متعدد، متنوع و پایدار شهروندان عادی برای تصاحب سرنوشت جمعی خود را نادیده می گیرد. در میان محدودیت‌های بی‌ثباتی اقتصادی، تهدیدهای جابه‌جایی، و روابط حمایتی، تلاش‌های روزانه برای آشکار ساختن رنج فقرا، شنیده شدن مطالبات آنها و تصور آینده‌ای بهتر برای مردمی است که در واقع نادیده گرفتن آنها آسان شده است. در سیاست فیلیپین چیزهای بیشتری از شیطنت های رودریگو دوترته وجود دارد.

زمانی که تحقیقات میدانی را در برخی از فقیرترین جوامع تاکلوبان انجام دادم، از نزدیک شاهد این تلاش‌ها بودم. در طول سه سال، من جنبش‌های اعتراضی و فعالان جوان، مادرانی را که در هنر هجوم بردن برای گذران زندگی تسلط داشتند و سازمان‌دهندگان جامعه مصمم بودند که «بازیابی به رهبری مردم» را از شعار به عمل ترجمه کنند، دنبال کردم.

افرادی که ملاقات کردم دیدگاه های سیاسی متفاوتی دارند. بسیاری از آنها دوترته را دوست دارند زیرا او با آنها مهربان بوده است، اما بسیاری نیز نسبت به هر سیاستمداری که وعده می دهد بدبین شده اند. همه آن‌ها می‌دانند که اگر قرار است اوضاع تغییر کند، باید اوضاع را به دست خود بگیرند، حتی اگر این به معنای کنار گذاشتن آسیب‌های روحی ناشی از از دست دادن عزیزانشان در طوفان باشد تا بتوانند برای حق خود برای زنده ماندن بجنگند.

درس های زیادی از آنها آموختم، اما در اینجا برخی از به یاد ماندنی ترین آنها وجود دارد. به نظر من آنها الهام بخش عمل دموکراتیک در زمان هایی هستند که به نظر می رسد سیاست چیزی بیش از لفاظی های ارزان قیمت و وعده های پوچ نیست.

اهمیت عصبانی ماندن

اول، اهمیت عصبانی ماندن را یاد گرفتم. روی ۱۰۰هفتم یک روز پس از وقوع طوفان هایان، بیش از ۱۲۰۰۰ معترض برای ابراز نارضایتی خود به مرکز شهر تاکلوبان راهپیمایی کردند. این اولین اقدام جمعی در این مقیاس در چند دهه بود. جنبش اعتراضی مردم موج می زنند خواستار رفتار بهتر از دولت شد و خواستار پاسخگویی در مورد بازگشت “سهل انگاری جنایی” شد.

تصویر توسط آوریل پورتریا، با حسن نیت از نویسنده.

از سال ۲۰۱۳، مردم موج می زنند فعالیت هایی را در تاکلوبان و مانیل سازماندهی کرده است تا به قدرتمندان یادآوری کند که “بقای آنها قابل مذاکره نیست”. آنها سعی کردند با اعتراضات رنگارنگ توجه را به خواسته های خود جلب کنند. آنها یک کنفرانس مطبوعاتی در روز اول آوریل برگزار کردند تا نشان دهند چگونه دولت مردم را فریب داده است. در روز جمعه، آنها در یک وعده غذایی شبیه به شام ​​آخر به روحانیون پیوستند، جایی که بازماندگان فاجعه نقش عیسی مسیح را بازی می کردند، حامیان آنها رسولان بودند و دولت یهودا بود. در سالگرد طوفان، آنها تاج گلی روی گور دسته جمعی گذاشتند که روی نواری عبارت «عدالت» نوشته شده بود.

زمانی که دوترته قدرت را به دست گرفت، موج مردم عصبانیت تزلزل نکرد سخنگوی این گروه هشدار داد: «ما بیش از حد آماده‌ایم تا یک بار دیگر خیابان‌های تاکلوبان را اشغال کنیم.

شش سال پس از طوفان، مردم موج می زنند خشمگین می ماند خشم می تواند توسط رهبران پوپولیست بسیج شود تا جوامع را از هم جدا کنند، اما خشم می تواند تجارب تحقیر و ناامیدی مردم را به مطالبات جمعی برای رفتار بهتر تبدیل کند.

اهمیت سازماندهی

دومین درسی که یاد گرفتم اهمیت سازماندهی است. اولین باری که از مقر Associates Urban Poor Associates در تاکلوبان بازدید کردم، دو زن را دیدم که به‌عنوان میکروفن در چنگ انداخته بودند و گفتگوی خود را با یکی از اعضای شورای شهر درباره ممانعت از اخراج در شهر ساحلی تمرین می‌کردند. صدای زنان نرم بود، اما گویا بود. با راهنمایی یک سازمان دهنده جامعه، آنها به آرامی اعتماد به نفس پیدا می کردند تا با افراد صاحب قدرت صحبت کنند.

این قسمت تنها یکی از مجموعه ای از ابتکارات Urban Poor Associates در Tacloban است. مرکز فعالیت ملکی به مساحت دوازده هکتار در روستایی در فاصله بیست دقیقه ای مرکز شهر می باشد. این مکان روستای پاپ فرانسیس است – یک “جامعه نمونه” برای توانبخشی مردم محور. در حالی که بیشتر پروژه های مسکن پس از فاجعه توسط سازمان های بشردوستانه اهدا شده یا توسط آژانس مسکن ساخته شده است، روستای پاپ فرانسیس جوامع را در هر مرحله از پروژه مسکن مشارکت می دهد.

تصویر توسط Nicole Curator، با حسن نیت نویسنده.

مشارکتی که بین سازمان‌دهندگان جامعه و بازماندگان فاجعه ایجاد شد، در این پروژه نقش اساسی داشت. ساکنان سابق Barangay San Jose برای شرکت در یک سری جلسات برای تصمیم گیری در مورد “معیارهای انتخاب” خانواده هایی که ابتدا خانه دریافت می کنند، سازماندهی شدند. آنها در مورد نوع و ساخت خانه ها بحث کردند و در نهایت تصمیم گرفتند که خانه های ردیفی را به جای یک چهارتایی بزرگتر بسازند تا خانواده های بیشتری بتوانند خانه دریافت کنند. جامعه همچنین در مورد نقش خود در ساختن جامعه توافق کردند. برخی مسئول رسیدگی به امور مالی بودند، برخی دیگر برای برنامه های معیشتی آموزش دیدند، در حالی که کسانی بودند که داوطلبانه در ساخت و ساز شرکت کردند.

من از مشاهده این جامعه چیزهای زیادی یاد گرفتم، اما پیامی که بیش از همه مرا تحت تأثیر قرار داد، نقش کم ارزش شده کار روزانه دموکراتیک در تداوم تلاش ها برای اقدام جمعی است. توانبخشی مردم محور برای کار به زمان، توجه و منابع نیاز دارد. کنشگران دموکراتیک متعهد همه اینها را تنظیم می کنند. اینها رهبران پوپولیست بزرگتر از زندگی نیستند، بلکه سازمان دهندگان جامعه، داوطلبان، و خانواده ها هستند، که همگی وزن خود را به کار انداختند تا پروژه مسکن برای همه کارساز باشد. این تلاش‌های به‌ظاهر پیش پا افتاده سازمان‌دهی جلسات، برگزاری کارگاه‌های ظرفیت‌سازی و برگزاری مجمع برای تصمیم‌گیری جمعی است که احساس استعفا را در میان افرادی که دهه‌ها احساس کتک خوردن می‌کردند، از بین می‌برد. کنش سیاسی روزمره نشان می‌دهد که دموکراسی می‌تواند در میان محدودیت‌ها، پس از یک تراژدی کار کند.

اهمیت همبستگی جهانی

در نهایت، ارزش همبستگی. در جوامع فقیر نشینی که در تاکلوبان ساحلی از آنها بازدید کردم، متوجه شدم خانوارهایی یک بانک سکه سبز با برچسب “انباشت خیر برای کاهش بلایا” را به نمایش می گذارند. بانک سکه از بنیاد بودایی تزو چی بود.

تصویر توسط Nicole Curator، با حسن نیت نویسنده.

پس از طوفان، بنیاد تزو چی یکی از اولین کسانی بود که در صحنه حاضر شد و کمک های نقدی به خانواده هایی که در عملیات پاکسازی مشارکت داشتند اعطا کرد. آنها حتی به خاطر توزیع آنچه پاسخ دهندگان من به عنوان “برنج افراد ثروتمند” توصیف می کنند، بیشتر دوست داشتند، که در تضاد کامل با کالاهای کمکی توزیع شده توسط دولت است که تاریخ فروش آنها گذشته است. پس از از دست دادن همه چیز از طوفان، خانواده‌ها مجبور شدند از منابعی که می‌توانستند استفاده کنند – چوب رانده، برزنت، بطری‌های پلاستیکی – برای ساختن خانه‌های موقت. محبت تزو چی در دادن هدایای نقدی و وعده های غذایی مناسب، عزت جوامع آسیب دیده از فاجعه را که احساس می کردند بعد از مصیبت شان آبروی خود را از دست داده بودند، بازگرداند.

مهربانی تزو چی از منطق پرداخت به جلو پیروی می کرد. از ذینفعان این کمک ها انتظار می رفت که چند سکه در کوزه بگذارند که هر از چند گاهی توسط نمایندگان آنها جمع آوری می شود. درآمد حاصل از درایو بانک سکه برای سایر بازماندگان بلایای طبیعی در سراسر جهان ارسال خواهد شد. این یک مورد جذاب از پاسخگویی بین بازماندگان است. یک اخلاق عمومی از همبستگی جهان وطنی وجود دارد که در آن جوامع متزلزل وظیفه خود را مراقبت از یکدیگر می دانند. یکی از پاسخگویان یک بار برای من پیامکی فرستاد و از او پرسید که آیا طوفان در نپال «خبر جعلی نبود» زیرا او می‌تواند پنج پزو برای کمک به بهبودی آنها صرف کند. اگر این رویه بر پایه اساسی ترین اصول انسانی مراقبت، قدردانی و عمل متقابل بنا شود، از هر رهبر پوپولیستی دوام خواهد آورد.

فیلیپین فراتر از دوترته

پس از طوفان هایان، تاب آوری تبدیل به واژه ای برای توصیف مردم تاکلوبان شده است. من شاهد بوده ام که چگونه زندگی روزمره مردم یک مبارزه دائمی برای بقا است که با مراقبت متقابل، میل به بازی عادلانه و عزم برای داشتن یک زندگی آبرومندانه تعریف می شود.

ممکن است دموکراسی خیلی ها را از کار انداخته باشد، اما داستان های تاکلوبان از خشم، کنش جمعی و همبستگی به من حس دیدگاهی می دهد. بله، فیلیپین کشوری است که همچنان به حمایت از رئیس‌جمهوری می‌پردازد که مایل به کشتن و توهین به خاطر جنگ خونین خود با مواد مخدر است. بله، این کشوری است که توسط عقاید سیاسی تقسیم شده است، و بیشتر توسط سیاستمداران فاسد و فرصت طلب تقسیم شده است.

اما سیاست در فیلیپین به سیاستمداران محدود نمی شود. هر روز، فقیرترین جوامع راه‌هایی را بداهه می‌دهند تا دموکراسی را در میان محدودیت‌ها به کار ببندند، و از آن‌ها است که در دوران سخت دموکراسی، جامعه ما می‌تواند الهام بگیرد.