تعیین هدف برای تیم 2019 ، قسمت 1


این زمان از سال است ، مگر نه این است که همه تصمیم می گیرند وزن کم کنند یا سیگار را ترک کنند یا ورزش را شروع کنند و غیره. برنامه های ژانویه به پایان رسید

با این اوصاف ، من هنوز دوست دارم در پایان سال فهرستی از کارهایی که می خواهم انجام دهم تهیه کنم. من به طور کلی عاشق هنر هستم ، به ویژه لیست کارهای انجام شده! و من این ایده را دارم که خودم را به چالش بکشم و ببینم تا چه حد می توانم با یک ایده جدید یا کاری که همیشه می خواستم انجام دهم ، یا چیزی که قبلا امتحان کرده ام اما هرگز به آن نرسیده ام پیش بروم. سعی کنید ، دوباره امتحان کنید ، درست است؟

بنابراین من به این نتیجه گیری ها نمی گویم بلکه فقط … نیت هابه اهداف نیز بله. کارهایی که می خواهم انجام دهم. کارهایی که شخص مورد نظر واقعاً می خواهد انجام دهد. من ممکن است در چند روز آینده به این لیست اضافه خواهد شد ، اما در حال حاضر مواردی در ذهن من وجود دارد.

+ 36 کتاب بخوانید. در سال 2018 ، من یک هدف نسبتاً بلند با 48 کتاب برای چالش Goodreads تعیین کردم. هنوز چند روز دیگر از سال باقی مانده است ، اما من قصد شرکت در آن را ندارم. من احتمالاً 34 می گیرم ، که هنوز هم بسیار خوب است! من می خواهم اهدافی را تعیین کنم که امسال آنها را برآورده خواهم کرد ، بنابراین 36 در مقایسه با شرایط امسال بی نهایت امکان پذیر به نظر می رسد. من یک زن و شوهر داشتم که دوره های خشک را می خواندند ، بنابراین صادقانه بگویم ، 48 مورد نباید در نظر گرفته شود ، اما در سه کتاب در ماه ، 36 مورد به عنوان یک سازش خوب به نظر می رسد. من انواع کتابها-رمان ، تاریخ ، خاطرات ، مجموعه داستانهای کوتاه ، راهنماها (مانند مطالب با کیفیت بالا) ، رمانهای گرافیکی-در همه اندازه ها ، از بلند و بلند تا نور را می خوانم.

+ سلامتی و تندرستی. همانطور که احتمالاً می دانید ، من در این وبلاگ تمرکز خود را روی وزن و کاهش وزن متوقف کرده ام ، اما چون بخشی از زندگی من است ، هر از گاهی ظاهر می شود. به نظر می رسد امروز روز خوبی برای به روز رسانی این شرایط است.

من از وزن خود بیشتر عصبانی شده ام زیرا در طول یک سال گذشته احساس ناراحتی کرده ام. آخرین باری که در مورد آن صحبت می کردم ، پس از از دست دادن کمی از Whole30 آزمایشی در ماه سپتامبر ، روی 330s حرکت می کردم. از اکتبر یا بیشتر ، من همه انواع کاهش وزن ، وارد کردن غذا یا وزن کردن یا هر چیز دیگری را متوقف کرده ام. من نیاز به استراحت معنوی از این همه سردرگمی داشتم. من از رژیم متنفرم و واقعاً ریاکار بودم. بعلاوه من فقط از فکر کردن در مورد آن خسته شده بودم (هرچند همه اینها را کنار گذاشتم هنوز همیشه به آن فکر کنید ، وای) امروز صبح تصمیم گرفتم که برای خواندن روی ترازو پرش کنم ، اما جوراب هایم را پوشانده بودم و کارم با جواهرات آن روز تمام شده بود (LOL! بله ، من واقعاً فکر می کنم این چیزها اهمیت دارد). فکر می کردم از نظر احساسی نزدیک 350 هستم ، اما خوشحال بودم (خوشحالم!) وقتی دیدم فقط 340 زنگ زدم.

این به دو معنی است: دوم ، من هنوز بیش از 30 پوند وزن کم می کنم (372 را در اواخر سال 2014 شروع کردم) برای محاسبه لیست کاهش وزن ، و دو مورد این است که اوضاع آنقدرها هم که فکر می کردم بد نیست و من فراتر از پس انداز.. میدانم. این جمله آخر عجیب به نظر می رسید اما حقیقت دارد؟ من در این مرحله بیش از صرفه جویی احساس کرده ام. خیلی احساس بدی دارم اگر در حال حاضر 20 کیلو وزن کم کنم ، تصور می کنم که احساس بسیار بهتری خواهم داشت ، زیرا می دانم که آخرین باری که در این میدان حضور داشتم چه احساسی داشتم. آنقدر امکان پذیر است که مسخره است.

من همچنین تصور می کنم که خودم (و همسرم) دوباره فعال می شوم ، پیاده روی های معمولی انجام می دهم و هفته ای چندین بار در هوای خوب تنیس بازی می کنم. اما اگر چند کیلو وزن کم نکنم ، انجام این کار بسیار دشوار خواهد بود. به طور جدی من را گیج می کند.

فقط میتونم اینجا بگم؟ من عاشق همه خانم هایی هستم که در شبکه های اجتماعی به دلیل چاق بودن مورد توجه هستند – حتی واقعا چاق – و زندگی خوبی داشته باشید. من آنها را دوست دارم زیرا از لحاظ اندازه قابل معذوریت هستند و چون لباس می پوشند ، ظاهر می شوند و خود را در موقعیت بسیار آسیب پذیر قرار می دهند. اما من خیلی از خودم می پرسم: آیا آنها واقعاً از نظر جسمی راحت هستند؟ آیا آنها مانند من درد و رنج زیادی دارند؟ آیا آنها ناامید نمی شوند وقتی مجبور می شوند گاهی با این همه گوشت سروکار داشته باشند؟ آنها چاق شدن را بسیار آسان می کنند و من می توانم به شما بگویم: واقعاً چنین است ، بنابراین نه.

و به همین دلیل است که من همچنان می خواهم وزن خود را کاهش دهم ، هر چند که گفتن آن به من آسیب می رساند. زیرا اگر این کار را نکنم همچنان به من آسیب می زند. حداقل این فرض است. فکر می کنم وقتی به آنجا می رسیم همدیگر را خواهیم دید ، اما درست است؟ این یک فرض عادلانه است.

اوه خدای من! من انتظار نداشتم که دوباره اینقدر روی این موضوع بنویسم ، اما وجود دارد. بنابراین در سال 2019 من می خواهم خود را در رفاه به دست آورم و برای من این به معنی کاهش وزن است ، چه کسی آن را بیشتر دوست داشته باشد یا بدتر. من هدف خاصی ندارم ، اگرچه رسیدن به زیر 300 سال کاری است که می توان انجام داد و در آنجا احساس خوبی داشتم ، بنابراین …

+ تحصیلات من هنوز در تلاش هستم تا این کار را در ماه ژانویه انجام دهم ، اما اگر چیز دیگری نباشد ، من در ماه اوت به دانشکده محیط زیست در مدرسه محیط زیست به مدرسه برمی گردم. ترم بهار در 14 ژانویه شروع می شود ، بنابراین امیدوارم بتوانم همه مرغابی هایم را پی در پی برای آن تهیه کنم. در عین حال ، من به تنهایی موضوعاتی مانند جبر و مثلث سازی را مطالعه کرده ام – می دانم که روزی به ریاضیات پیشرفته نیاز خواهم داشت و می خواهم مطمئن شوم که بتوانم این کار را ادامه دهم! این به طور کامل من را از منطقه راحتی خارج می کند اما ارزشش را دارد. من همیشه خود را به عنوان فردی “در ریاضیات ضعیف” معرفی کرده ام و آماده ام تا ثابت کنم که این اشتباه است.

+ گرون من باید در فضای استودیو مستقر شوم. من فکر می کردم اتاق زیرزمینم را برای اتاق خواب طبقه دوم در طبقه اول ترک می کنم ، اما در آن اتاق هنوز چیزهای دیگری وجود دارد ، من نمی توانم آن را تشخیص دهم حتی اگر یک میز کار خوب (استفاده شده) برای آن خریدم! من دوست دارم در زیرزمین تمیز شوم (چند سالی است که رها شده است) و کود خود را بردارم تا بتوانم دوباره راحت کار کنم.

سپس من پنجره ای خواهم داشت که در اوایل فوریه برای آماده سازی من ظاهر می شود. من حتی نمی دانم هنوز چقدر کار باید انجام دهم ، باید بدانم! من مجموعه ای از مناظر نفس گیر را که عمدتا بر اساس سفر ما در سراسر کشور است ، ایجاد خواهم کرد.

من می خواهم یک کتاب طراحی زیبا و بزرگ بخرم و آن را با آزمایشات پر کنم و فقط در سال 2019 دوباره از هنر لذت ببرم.


+ وبلاگ. من در سال 2018 به عنوان یک وبلاگ نویس بسیار کمتر از قبل فعالیت می کردم. من می خواهم آن را در سال 2019 تغییر دهم و مایلم حداقل دو بار در هفته یا در مجموع حداقل 100 پست در سال منتشر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید